محل تبلیغات شما

نازنین مادر

اینروزها که کمی کمتر در آغوشم جای گرفتی رو بمن ببخش.ببخش که لحظات سختی رو تجربه کردم و تو با اون قلب مهربونت سعی کردی بفهمی اندوه دلم رو و بهم دلداری میدادی.ببخش که مجبور بودی با اون دستای پاک و کوچولو اشکای روی گونه های منو پاک کنی و درک کنی که چه روزای بدی رو دارم میگذرونم.

ببخش که مجبور شدم برات توضیح بدم مرگ یعنی چیدایی جون رفته پیش خدا یعنی چی

پسرک ناز من مامان این روزای بد رو اصلا دوست ندارم.اینروزایی که برادر نازنینم تو دل خاکه رو دوست ندارم ولی مجبورم به تحمل و صبر.

ببخش که تو این مدت تو شدی غمخوار من و بزرگ شدی یدفعه

دوستت دارم قشنگترین موجود روی زمین.عاشقانهمادرانه.تو بهترینی عزیز دلم

 

این روزهای زندگی ما

رو ,تو ,ببخش ,اون ,ندارم ,دوست ,ببخش که ,با اون ,که مجبور ,دوست ندارم ,یعنی چی

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

دلنوشته های یه دختر پاییزی دور از هم دور از همه